ميرزا حسن حسينى فسايى

371

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

مير سيد شريف شيرازى كه از ابناى دخترى استاد علما ، امير سيد شريف جرجانى بود ، در ركاب آن پادشاه ، مسافرت نمود و پادشاه عالم‌پناه ، وارد بلدهء قم گرديده ، قشلاق فرمود « 1 » . در روز 29 شعبان همين سال [ 909 ] : قاضى حسين ميبدى به غضب صاحبقرانى گرفتار شده ، دفتر حياتش پيچيده گرديد و از مؤلفات آن جناب شرح هدايه ميبدى و شرح ديوان حضرت - امير المؤمنين است . در ماه رمضان همين سال [ 909 ] : كه آفتاب در برج حوت بود ، از بلده قم براى تسخير قلعه گلخندان فيروزكوه « 2 » از رى گذشته ، قلعه را مفتوح داشته ، اهلش را به قتل رسانيد و بعد از آن نزول اجلال در حوالى حصار قلعه فيروزكوه فرمود و بعد از كوشش بسيار ، على كيا والى آن ديار ، امان خواسته ، قلعه را به تصرف غازيان داد [ و ] جان بسلامت برد « 3 » . در همين سال [ 909 ] : شاهزاده محمد حسين ميرزا پسر پادشاه خراسان سلطان حسين ميرزاى - تيمورى از پدر خود رنجيده ، التجا به درگاه پادشاه دين‌پناه آورده ، قرين اعزاز و اكرام و احترام گرديد « 4 » . در ماه رجب سال 910 : كه فصل تموز بود ، براى تنبيه محمد كره كه در حصار شهر يزد ، علم طغيان افراشته بود ، نهضت فرموده « 5 » ، بعد از ورود « 6 » شهر يزد را مسخر داشت و محمد كره را گرفته در قفس آهنين كردند « 7 » . هم در اين سال [ 910 ] : امير كمال الدين صدر « 8 » ، از جانب سلطان حسين ميرزاى بايقرا - تيمورى ، از خراسان آمده به شرف حضور مشرف گرديد و چون مكتوبى كه از سلطان حسين ميرزا ، آورده بود ، نامناسب نگاشته بودند ، جناب امير كمال الدين صدر ، منظور نظر حضرت خاقانى نگشت و خيال يورش خراسان به خاطر آن خسرو سليمان مكان رسيد و از راه بيابان به جانب طبس تاخته بعد از ورود در دويم ماه شعبان سال مذكور غازيان نصرت توأمان ، شهر طبس را مسخر داشته ، معادل هفت هشت هزار نفر از اهل آن شهر را كشتند و بعد از اين قتل‌عام ، آتش غضب حضرت خاقان فرونشست و متعرض ساير بلاد خراسان نگشته ، عود به يزد فرموده ، روانه اصفهان گرديد « 9 » . هم در اين سال [ 910 ] : شهر ابرقوه كه در تصرف رئيس عيسى پسر عم محمد كره بود به دست غازيان ذو القدر مفتوح گشته ، رئيس را در قفس كرده به شيراز برده ، به قتل رسانيدند « 10 » .

--> ( 1 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 81 . ( 2 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 475 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 81 . ( 3 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 476 ، اما حسين كيا حاكم فيروزكوه بود و به جنگ ادامه داد . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 16 ، و حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 476 . ( 4 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 478 . ( 5 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 478 . ( 6 ) . در متن : ( ورد ) . ( 7 ) . ر ك : احسن التواريخ ، روملو ، ص 84 : ( و نيز عسل بر بدنش ماليدند تا از نيش زنبوران الم فراوان بدان جاهل نادان رسد تا وقتى كه او را سوزانيدند ) . و ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 86 . ( 8 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 480 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 86 . ( 9 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 86 . ( 10 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 480 و 481 ، و احسن التواريخ ، روملو ، ص 87 .